قبل از تولد او، جهان در آستانه فروپاشی بود. خود خداوند سبحان وطالع - چنانکه در حدیثی که مسلم نقل شده - حتی اکثریت مردم زمین را در آن زمان خشمگین کرد. فقط تعداد کمی از مردم نور را حمل می کنند. با این حال، مانند کرم شب تاب در نیمه شب تاریک. آنها وجود دارند، اما نمی توانند لوکوموتیو تغییر باشند.
زمانی که تاریکی به اوج خود رسید، نوزادی متولد شد که توسط الله سبحانو وطاعلا به عنوان عامل تغییر برای کل جهان انتخاب شد. حضور او به شرح قرآن از دیرباز در کتاب مقدس با نام احمد پیش بینی شده است (سوره شف [61]: 6). در حقیقت، انبیا به طور منحصر به فردی به هنگام ملاقات با او سوگند یاد کردند که ایمان بیاورند (سوره علی عمران [3]: 81).
تولد او با شتاب شکست ابرهه اشرام در غزوه تخریب کعبه در تاریخ جاودانه شد. سوره فیل [105]، آیات 1-5 به وضوح بیان می کند که چگونه خداوند عاقبت مردمی را که می خواهند نور را نفی کنند، نشان می دهد. تاریکی هر چقدر هم که بزرگ باشد، سرانجام با حضور نور از بین می رود (سوره اسراء [17]: 81). آن نور به نام محمد.
از لحظههای سیره او در کودکی (۱ تا ۱۰ سالگی) حکمتهای پراکندهای وجود دارد که میتوان آنها را دری برای شناخت سیره او در کودکی جمع کرد. ابتدا از خانواده ای خوب و از ازدواجی سیاری به دنیا آمد. نسب خوبی داره این یک درس ارزشمند برای والدین است. اگر می خواهید فرزندان خوبی داشته باشید، باید در انتخاب شریک زندگی انتخاب کنید.
دوم، یتیم به دنیا آمد. در ادبیات سیره، او از همان دوران کودکی توسط پدرش رها شده است (حتی بعدها مادرش در 6 سالگی او را دنبال کرد). این واقعه ارتباط تنگاتنگی با تقدیر الهی دارد که بعداً او را به عنوان ختم رساله های پیامبران برگزیده است.
صمیمیت افقی او را نسبت به مصائب اجتماعی حساس می کند، دل را نرم می کند، تاب آوری درونی ایجاد می کند که در مواجهه با موانعی که در آینده برایش پیش خواهد آمد قوی می کند و حتی الهام بخش چنین کودکانی می شود.
در مورد عمودی، نشانه جالبی از واقعه مرگ او وجود دارد: این که دست انسان در تحصیل این پسر اختلال ایجاد نمی کند. مرگ زودهنگام این فرصت را به او نداد که از پدرش دکترین قوی بگیرد. به طوری که او تبدیل به کودکی می شود که کاملاً عاری از تأثیر است و مورد عنایت و توجه مستقیم خداوند سبحان وطائلا قرار می گیرد.
سوم، شیر دادن به حلیمه سعدیه. این یک نوع رویداد است که همچنین با «سناریوی» الله سبحانه وطاعلا در آماده سازی او برای تبدیل شدن به یک انسان برگزیده مرتبط است. در سنت عرب در آن زمان، یافتن شیر مادر برای کودکان از روستاییان بخش اساسی برای ایجاد نوزادان سالم و قوی بود. بنابراین از کودکی (1-4) نیازهای شیردهی او برآورده شد به طوری که به فرزندی سالم و قوی تبدیل شد.
جنبه دیگری که کمتر از آن جالب نیست، زندگی حضرت محمد (ص) در کودکی در روستای بنی سعد، او را به طبیعت نزدیک کرد. آموزش طبیعت را می توان مانند سایر کودکان روستایی به طور مستقیم توسط او دریافت کرد، او با تعامل مستقیم با طبیعت آشناست. اسب سواری می کرد، شنا می کرد، با همسالان خود بازی می کرد و ....
مارتین لینگز از امتیازات زندگی در روستا یاد می کند، از جمله: داشتن هوای تازه برای تنفس، زبان عربی روان برای زبان و آزادی برای روح (2007: 48). زندگی در چنین محیط طبیعی، کودکی پیامبر را نسبت به محیط حساس می کند، کودکی را از دست نمی دهد، در گفتار مسلط است، حتی روحش را باز می کند.
چهارم، شکاف قفسه سینه. این واقعه بریدن سینه را انس بن مالک مستقیماً در تاریخ مسلمانان نقل کرده است. او همچنین می دانست که روی سینه پیامبر بخیه هایی وجود دارد. در حدیث آمده است که راز این شکاف پاک کردن محمد از احتمال شر، نفوذ شیطان است. این واقعه دلش را پاک و شریف کرد.
پنجم، گله داری بزها. بخاری نقل می کند که هر پیامبری باید در کودکی گله داری کرده باشد. خود رسول با دریافت مزد، بزهای مردم مکه را شبانی می کرد. این عادت البته تجربیات ارزشمندی را برای حضرت محمد در دوران کودکی به ارمغان می آورد، از جمله: استقلال، رهبری، حساسیت، صبر، ملایمت، سرسختی و بردباری که در نبوت بسیار مفید است.
دوران کودکی پیامبر اکرم (ص) که در خانواده ای خوب به دنیا آمد، یتیم، بزرگ شده در روستای بنی سعد، شکاف سینه و بزهای گله از جمله مرواریدهای کوچکی است که در تربیت فرزندان تأثیر بسزایی دارد. اغراق نیست اگر قرآن (احزاب [33]: 21) تأکید کند که در «سیره» واقعاً نمونه ارزشمندی را حفظ کرده است. البته برای مردمی که امید به خدا دارند و به آخرت گرایش دارند. ما چطور؟

0 komentar:
Posting Komentar